ميرزا محمد حيدر دوغلات
430
تاريخ رشيدى ( فارسي )
عالم است اما اين زمان به غير سنگ يشب چيزى از وى توان نوشت نمانده است . ( 195 ر ) يكى از غرايب آنجا آن است كه هرگز در ختن عكه 377 نمىباشد ، اگر احيانا پيدا شود آن را به فال بد مىگيرند و خلايق جمع شده آن عكه را البته بدر مىكنند . و اين امام علاء الدين محمد ختنى كه در تمام تواريخ مسطور است ، قبر او بلكه نام او را در ختن هيچكس نمىداند و مزارات ديگر آنجا بسيار است كه احوال ايشان معلوم نيست و در افواه رواياتى كه عدم صحت آن در كتب تواريخ مفهوم مىشود مىگويند ، از جمله خم شهيدان داماد ذبيحه « 1 » كه مشهد جعفر طيّار و امام جعفر صادق - رضى اللّه عنهما - و جعى ديگر از اصحاب را مىگويند ، و عدم صحت اين ظاهر است . تواند بود كه به اين نام از تبع تابعين مردم آمده شهادت يافته باشند زيرا كه پيش از اسلام از تبع تابعين آمده در كاشغر غزات كرده بودند . اما غرابت در آنجا اين است كه شهدا كه در تابوت گذاردهاند ، گاهى باد ريگ را مىبرد شهدا ظاهر مىشوند . در اينجا هيچ تغييرى نيست و زخمها كه برايشان رسيده ، و شخص ايستاده بلكه خونها كه برآمده در مجارى جراحت خشك شده مانده است . هركه اين مزارات را طواف 378 مىكند اين را مشاهده مىنمايد . اما مزارات ياركند كس كه در تواريخ و كتب مذكور و مسطور باشد نيست . آنچه مردم آنجا اعتقاد دارند ، هفت محمدان است و احوال ايشان را آن نوع كه مجاوران 379 بيان مىكنند ، قابل تحرير نيست . اما از مولانا خواجه احمد كه از مريدان حضرت ايشان بود ، مرد مسن عزيز مشغول بود ، از وى در « تاريخ اصل » انشاء اللّه تعالى روايات خواهد آمد ، استماع دارم كه فرمودند كه هفت محمد از اوتاد بودهاند ، اما مرا معلوم نشد كه در نسخهء ديده باشد يا به كشف معلوم ايشان شده است « 2 » و مزار ديگر دواخان پادشاه است . از احوال او چيزى از مجاوران شنوده نشده است . يك بار حضرت مخدومى ارشاد ( 195 پ ) پناهى ، « 3 » شهاب الدين خواجه خاوند محمود از پيش مزار مىگذشتند و به اين كمينه
--> ( 1 ) . نب : زبيحه / نگ : جمله امام ذبيحه . ( 2 ) . نگ : اما مراد ياد نيست كه اسمى از آنها در تاريخى ديده باشم . ( 3 ) . نگ : - مخدومى . . . پناهى .